محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
71
تاريخ الطبرى ( فارسي )
شتابان آفريدهاند گفته بود : وى آدم بود ، كه آخر روز پس از همه چيزهاى ديگر آفريده شد و چون روح به چشم و زبان و سرش رسيد و هنوز به پائينش نرسيده بود گفت : « پروردگارا پيش از غروب آفتاب خلقت مرا به سر برسان . » ابن وهب دربارهء همين آيه گويد : آدم را در آخر روز آفريدند و خلقت وى شتابان بود و عجول شد . بعضىها پنداشتهاند كه دو ساعت و به قولى سه ساعت از روز جمعه رفته بود كه خدا عز و جل آدم و حوا را در بهشت مقر داد و هفت ساعت از روز رفته بود كه آنها را از بهشت برون كرد ، پس مدت توقفشان در بهشت پنج ساعت و به قولى سه ساعت بود . بعضى نيز گفتهاند كه نه يا ده ساعت از روز جمعه رفته بود كه آدم عليه السلام از از بهشت برون شد . ذكر گويندهء اين سخن : از ابو العاليه روايت كردهاند كه آدم را به ساعت نهم يا دهم روز جمعه پنجم نيسان از بهشت برون كردند . اگر منظور گوينده اين باشد كه خداى تبارك و تعالى آدم و حوا را دو ساعت گذشته از روز جمعه به روزهاى دنيا در بهشت مقر داد گفتار او درست مىنمايد زيرا از گذشتگان خبر هست كه آدم در آخرين ساعت روز ششم ايام خلقت كه هر روز آن هزار سال بود آفريده شد و پيداست كه ساعت آن روز هشتاد و سه سال از سالهاى ماست و گفتيم كه وقتى گل آدم را بسرشتند چهل سال بماند تا روح در او دميده شد و بى گفتگو اين چهل سال از سالهاى ما بود و از وقتى كه روح در او دميدند تا هنگامى كه كارش به سر رسيد و در بهشت مقر گرفت و به زمين فرود آمد سى و پنج سال از سالهاى ما بود . و اگر منظور اين باشد كه دو ساعت گذشته